علي، 5 ساله و دومين فرزند خانواده است. او پرتحركي و بي‌قراري فوق‌العاده‌اي از دوران كودكي نشان داده است. وقتي خيلي كوچك بود، زياد گريه مي‌كرد و آرام كردنش خيلي دشوار بود. زندگي براي مادر او چنان استرس‌آميز شده بود كه لازم مي‌شد شوهرش براي كمك به او در طول روز و شب در خانه بماند.
خواب كودك بسيار بد بود و تمام روز تحرك‌پذيري نشان مي‌داد. از مهدكودك نيز گزارش‌هايي مبني بر شلوغ بودن علي و جنب و جوش زياد و عدم توجه او در كلاس داده مي‌شد.
علي را هيچ‌وقت دوستانش به منزل دعوت نمي‌كردند. به خاطر همين يك روز مادر علي، دوستان او را به خانه دعوت كرد. ولي وقتي بچه‌ها به خانه آمدند، علي چنان هيجان زده شده بود كه دور خانه و باغچه مي‌دويد و قادر به نشستن و بازي كردن نبود. بله علي دچار يك اختلال رفتاري به نام بيش‌فعالي شده است كه در ادامه اين مطلب شما مي‌توانيد با اين اختلال رفتاري بيشتر آشنا شويد.
هرگاه با كاركنان مدرسه يا معلمان درباره مشكلات رفتاري دانش‌آموزان صحبت مي‌شود، يكي از بارزترين نوع مشكلات را بيش‌فعالي يا پرجنبشي بيان مي‌كنند. زيرا اين گروه به سبب حركات بيش از حد و بي‌توجهي به دستورات و مقررات كلاس و مدرسه وضعيت عادي مدرسه و كلاس را به هم مي‌ريزند. والدين نيز از عدم قدرت كنترل كودك خود، شكايت مي‌كنند و كودك خود را مثل موتوري مي‌دانند كه مرتب روشن است و مي‌جنبد و به اصطلاح از ديوار راست بالا مي‌رود. به هر چيزي دست مي‌زند و به هر كجا سر مي‌كشد. اين اختلال از اختلالات رايج و شناخته شده در دوران كودكي است كه تا سنين بالا ادامه دارد.
شروع اين اختلال در بيش از نيمي از كودكان مبتلا به اين اختلال، زير 7 سالگي است. با اين حال اختلال بيش‌فعالي در سن‌هاي پيش از 8 سالگي و 12 سالگي نيز قابل تشخيص است. اوج فعاليت و جست و خيز اين بچه‌ها در اوايل كودكي و حدود 5 يا 6 سالگي است. و در نوجواني به كمترين حد خود مي‌رسد. اما در 50 الي 65 درصد كودكان، نشانه‌هاي بيش فعالي و مشكلات رفتاري مرتبط با آن در دوران بزرگسالي هم راه مي‌يابند.
مچنين تعداد پسرها بيشتر از دخترهاست.

مشخصات رفتاري كودكان بيش فعال
اين كودكان در تمركز كردن مشكل بزرگي دارند. اين گونه كودكان به نظر مي‌رسد كه بي‌توجهند و مشكلات ويژه‌اي در كنترل فعاليت‌هايشان در موقعيت‌هايي كه از آنها خواسته مي‌شود بنشينند، دارند. مثلا در مدرسه، سركلاس درس يا زمان صرف غذا، وقتي نياز به عدم حركت است در توقف حركت يا صحبت كردن ناتوان هستند. آنها به طور مداوم حركت مي‌كنند، بي نظم، غيرقابل پيش‌بيني و بي‌ملاحظه هستند. همچنين فعاليت‌ها و حركات آنها به نظر اتفاقي است. خيلي سريع كفش‌ها و لباس‌هايشان را كهنه مي‌كنند. اسباب بازي‌هاي خود را مي‌شكنند و بسيار زود خانواده، معلمان و دوستان را خسته مي‌كنند.
از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي اين اختلال بي‌قراري افراطي و عدم توانايي در تمركز و حفظ توجه است كه بر پيشرفت تحصيلي اثر بسيار مخربي دارد. اين كودكان در پيگيري آموزش و به پايان رساندن تكاليف مشكلات عمده‌اي دارند. آنها اغلب نمي‌توانند حتي به ياد آورند كه بايد چه كار كنند. اين كودكان از نظر سازگاري اجتماعي نيز مشكل دارند و به طوري كه از بازي‌هاي متناسب با سن امتناع مي‌كنند، در بازي‌هاي گروهي اخلال ايجاد كرده، قشقرق به راه مي‌اندازند و باعث دعوا مي‌شوند. اين كودكان پرخاشگرترند و به احتمال زياد در ارتباط با صاحبان قدرت مشكلاتي داشته باشند و همچنين از طرف دوستان ممكن است طرد شوند. اين كودكان در مدرسه معمولاً از دستورها پيروي نمي‌كنند و بيشتر وقت معلمان خود را معطوف به خود مي‌كنند، در خانه از خواسته‌هاي والدين پيروي نمي‌كنند، از لحاظ هيجاني نا‌استوار، تحريك‌پذير و خشن هستند. از آنجايي كه با والدين، خواهران و برادرانشان مشكل دارند، بعدها دچار تنهايي اجتماعي مي‌شوند. پيوسته از يك فعاليت ناتمام به كار ديگر مي‌پردازند بدون اين كه هيچ يك را به سرانجام برسانند و موارد بي‌شمار ديگر...

نشانه‌هايي كه بايد به آنها توجه كرد
حداقل 6 مورد از اين نشانه‌ها بايد وجود داشته باشند و همچنين حداقل 6 ماه دوام داشته و ناسازگار با مراحل رشد كودك باشد.
1. دست‌ها و پاها بي‌قرارند يا در حالت نشسته حركت مي‌كنند.
2. در موقعيت‌هايي كه انتظار مي‌رود بنشينند، اغلب صندلي خود را ترك مي‌كنند.
3. به طور افراطي در موقعيت‌هاي نامناسب حركت مي‌كنند و مي‌دوند.
4. در بازي كردن يا انجام فعاليت‌هاي اوقات فراغت به طور آرام مشكل دارند.
5. اغلب در حال راه رفتن هستند به گونه‌اي كه به نظر مي‌رسد به وسيله موتوري رانده مي‌شوند.
6. به طور افراطي صحبت مي‌كنند.

علل بروز اين اختلال در كودكان
در حال حاضر علل اين اختلال با وجود اين كه اختلال رايج و متداولي است، ناشناخته است. به هر حال اين احتمال وجود دارد كه بيش‌فعالي ناشي از مجموعه پيچيده‌اي از عوامل از جمله وراثت، عوامل محيطي، كاركرد نواحي گوناگون مغز و سطح فعاليت انتقال دهندگان عصبي باشد.
وراثت: به نظر مي‌رسد بيش‌فعالي در خانواده افراد مبتلا درجه شيوع بالايي داشته باشد، يافته‌هاي پژوهشي نيز نشان مي‌دهند وراثت مي‌تواند در بيش‌فعالي مؤثر باشد.
عوامل محيطي: تأثير سرب در بسياري از اختلال‌هايي نظير هوش، زبان، توجه و همانند آنها به اثبات رسيده و معلوم شده است مثلا تماس بدن با سرب مي‌تواند موجب بيهوشي، حمله، عقب‌ماندگي ذهني و حتي مرگ شود. مؤثر بودن سرب در ايجاد بيش فعالي را نمي‌توان با قاطعيت مطرح كرد اما نياز به بررسي موشكافانه‌اي دارد.
عوامل رواني اجتماعي: در تحقيقات، آمار بالايي از اين گروه در كودكان پرورشگاهي ديده شده كه علت آن را محروميت از مهر مادر و محيط اضطراب‌زا يا فشارهاي زندگي جمعي خوانده اند ولي تأييد كامل نشده است.
عوامل عصب شناختي: شواهد محكمي براي اين فرضيه وجود دارد كه اين اختلال ناشي از ناتواني مغز در تنظيم مناسب خود از طريق دو انتقال دهنده عصبي دوپامين و نوراپي نفرين است. ظاهرا در مغز اين كودكان، نوعي عدم توازن شيميايي يا كمبود برخي انتقال‌دهنده‌هاي عصبي وجود دارد. تحقيقي نشان داد كه فعاليت مغزي اين كودكان نسبت به كودكان عادي در برخي از نواحي مربوط به توجه و كنترل حركات، تا حد قابل توجهي كم است.
مواد غذايي: فرضيه آلرژي توسط فاين گولد مطرح شده است. از نظر او استفاده از غذاهاي حاوي رنگ‌ها و طعم‌هاي مصنوعي، مواد نگهدارنده و خوراكي‌هايي كه به طور طبيعي نمك اسيد ساليسيليك توليد مي‌كنند (همانند زردآلو، آلو، گوجه فرنگي و خيار) با بيش فعالي پيوند دارد. اين ادعا با توجه به يافته‌هاي متعدد، بررسي‌هاي جديدي را مي‌طلبد.

روش‌هاي درمان
روش رفتار شناختي: برخي از كودكان بيش فعال براي نظم دهي رفتار خود ناتوانند و همچنين در هدايت توجه خود نيز مشكل دارند. در اين روش درمان، كودك مي‌آموزد از برخي اظهارات و تصويرسازي‌هاي ذهني (تا زماني كه تكليف را انجام مي‌دهد)، استفاده كند. براي مثال، كودك ممكن است در كلاس درس هنگام پريشاني بياموزد به منظور جلوگيري از منحرف شدن توجه، چيزهايي مانند «تمركز» يا «تمركز كن روي تكليف»! را براي خود بازگو كند.
كودكان بيش‌فعال در پيگيري آموزش و به پايان رساندن تكاليف، مشكلات عمده‌اي دارند. آنها اغلب نمي‌توانند حتي به ياد آورند كه بايد چه كار كنند
دارو درماني: براي درمان كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي كه جنب و جوش و بي‌قراري آنها بيش از حد و همه جانبه است، با تجويز پزشك داروهاي محرك‌زا موثر است.

روش لاك پشتي
در كنترل بيش فعالي و كاهش حركات زايد كودكان، شيوه‌هاي خودآگاهي، كنترل رفتار و حركات آهسته و آرام به آنها آموزش داده شود. در اين زمينه مي‌توان از روش‌هاي متنوعي استفاده كرد. يكي از روش‌هايي كه امروزه در ارتباط با كاهش <بيش فعالي» كودكان در امريكا و كشورهاي اروپايي مورد توجه و استفاده والدين و مربيان واقع مي‌شود، <روش شبيه سازي لاك پشت» است. در اين روش به كودكان آموزش داده مي‌شود (القاء مي‌شود) كه بگويند مي‌خواهند آرام و با طمانينه حركت كنند، آرام و آهسته همچون لاك پشت. در اين روش با بهره گيري از برنامه‌اي جامع، منظم و هدايت شده كه مركب از فعاليت‌ها و تمرينات گوناگون است، كودك مي‌آموزد كه رفتار و حركات زايد و غيرضروري خود را كاهش دهد. حركت لاك پشتي، آهنگ و هدف مطلوب اين روش محسوب مي‌شود.
علاوه بر اين، در اصلاح رفتار بيش فعالي كودكان، از روش‌هاي مؤثر و مفيد ديگر همچون روش الگويي (الگو قرار دادن رفتار مطلوب بزرگسالان)، خود اصلاحي (كاهش يا اصلاح رفتار زائد و غيرضروري از طريق مشاهده رفتار خود در ويدئو)، ايفاي نقش (بازي نقش افراد مطمئن، آرام و باصلابت) و سرانجام تنش‌زدايي (تمرينات انبساط رواني عضلاني) را مي‌توان نام برد. برخي از پژوهشگران عقيده دارند مؤثرترين درمان بيش‌فعالي تركيبي از درمان دارويي و درمان رفتاري است.
در پايان اين نكته حائز اهميت است كه اعمال هر نوع رفتار پرخاشگرانه و تنبيهي بخصوص تنبيه بدني، در برخورد با اين قبيل كودكان، نه تنها در اصلاح پايدار رفتار ايشان مؤثر واقع نمي‌گردد، بلكه موجب تشديد رفتارهاي زايد و اختلال بيشتر مي‌شود.
بنابراين، براي اين كه كودكان ما بيش فعال و بي قرار بار نيايند، سعي كنيم:
1. نياز به توجه، محبت و مهرباني آنها را ارضا كنيم، تا آنان به خاطر اين نياز، بي‌قراري نكنند.
2. امنيت رواني را براي كودكانمان فراهم كنيم تا احساس عدم امنيت، آنها را بي قرار نگرداند.
3. سعي كنيم روابط دوستانه با كودكان خود داشته باشيم تا آنان راحت‌تر مسائل و مشكلات خود را با ما در ميان بگذارند.
4. توقع بيش از توان كودكان از آنها نداشته باشيم و كارهايي كه از عهده` آنان مي‌تواند برآيد به آنها واگذار كنيم و وقتي آن را تمام كردند، آنها را مورد تشويق قرار دهيم.
5. به هيچ وجه كودكان خود را در موقعيت اضطراب قرار ندهيم.
6. با ايجاد سرگرمي مناسب، اوقات فراغت آنها را پُر كنيم.
7. هيچ وقت آنها را تحت فشار قرار ندهيم.
8. آنان را همان گونه كه هستند و بدون قيد و شرط قبولشان كنيم و به آنان دلگرمي بدهيم.
9. پدر و مادر بايد تضادهاي انضباطي را كنار بگذارند و يك نوع انضباط و برنامه داشته باشند تا تكليف براي كودك روشن باشد.
10. بايد از تشويق‌ها و تنبيه‌هاي نابجا جدا خودداري كنيم.

 تهيه كننده :محمد رضا كوهستاني